💬 ۲۰ نمونه از کمپینهای موفق روابط عمومی و دلیل موفقیت آنها
💬 ۲۰ نمونه از کمپینهای موفق روابط عمومی و دلیل موفقیت آنها
کمپینهای روابط عمومی (PR) قدرت شکل دادن به درک مخاطبان از برند، برانگیختن گفتوگوهای اجتماعی و خلق تأثیرات ماندگار را دارند.
چه از طریق روایتگری خلاقانه، تأثیرات احساسی یا استراتژیهای بازاریابی ویروسی، کمپینهای موفق روابط عمومی میتوانند شهرت یک برند را ارتقا دهند و میلیونها نفر را درگیر کنند.
در این مقاله، ۲۰ نمونه از کمپینهای روابط عمومی را بررسی میکنیم که توانستهاند تأثیر بزرگی ایجاد کنند. این کمپینها از صنایع مختلف مانند غذا، سرگرمی، خردهفروشی و موضوعات اجتماعی آمدهاند تا رویکردهای گوناگون در ارتباطات برند را نشان دهند.

۱. کمپین «Shot on iPhone» اپل
کمپین «گرفته شده با آیفون» اپل، عکسها و ویدیوهای واقعی گرفتهشده توسط کاربران روزمره را به نمایش گذاشت تا کیفیت دوربین آیفون را اثبات کند.
اپل با استفاده از محتوای تولیدشده توسط کاربران (User‑Generated Content یا UGC)، مشتریان خود را به سفیران برند تبدیل کرد و تأثیر قدرتمندی از بازاریابی دهانبهدهان ساخت.
در این کمپین از بیلبوردها، پستهای شبکههای اجتماعی و تبلیغات تلویزیونی با تصاویر خیرهکننده استفاده شد تا نشان دهد عکاسی حرفهای برای همه در دسترس است. این اقدام نهتنها اعتماد مخاطبان را افزایش داد بلکه مشارکت اجتماعی گستردهای ایجاد کرد.
با تمرکز بر نتایج واقعی به جای مشخصات فنی، اپل خود را بهعنوان پیشگام عکاسی موبایلی معرفی کرد و آیفون را به ابزار خلاقان تبدیل نمود.
۲. کمپین تبلیغاتی «Colin Kaepernick» نایکی
در سال ۲۰۱۸، نایکی در تبلیغی جسورانه با حضور کالین کپِرنیک، بازیکن فوتبال آمریکایی، و شعار «به چیزی باور داشته باش حتی اگر به معنای فدا کردن همهچیز باشد» موضع قدرتمندی در حمایت از عدالت اجتماعی گرفت.
این تبلیغ از اعتراض کپِرنیک علیه بیعدالتی نژادی حمایت میکرد و باعث شد هم تحسین و هم جنجال فراوانی ایجاد شود. برخی مردم برند را تحریم کردند و برخی دیگر، شجاعت نایکی را ستودند.
در کمتر از ۲۴ ساعت، کمپین بیش از ۴۳ میلیون دلار ارزش رسانهای بهدست آورد و فروش آنلاین نایکی را ۳۱٪ افزایش داد.
استراتژی روابط عمومی نایکی هویت برندش را بهعنوان نماد شجاعت و فعالگرایی تثبیت کرد.
این مثال نشان میدهد چگونه برندها میتوانند با ریسک حسابشده، ارتباط عمیقتری با مخاطبان خود برقرار کنند.
۳. کمپین «Share a Coke» کوکاکولا
در کمپین «یک کوکا را بهاشتراک بگذار»، برند کوکاکولا بهجای لوگوی معروف خود، نامهای متداول افراد را روی بطریها چاپ کرد و مردم را تشویق نمود تا بطریهایی با نام دوستانشان پیدا کرده و هدیه دهند.
این برنامه در سال ۲۰۱۱ ابتدا در استرالیا آغاز شد و پس از آن به سراسر جهان گسترش یافت. کمپینی بود فوقالعاده از شخصیسازی و روابط عمومی هوشمندانه.
مردم با هیجان دنبال بطریهای مربوط به نام خودشان میگشتند و آن را در شبکههای اجتماعی منتشر میکردند.
نتیجه؟ افزایش ۷ درصدی فروش کوکاکولا در بین جوانان آمریکایی و شکلگیری ارتباط احساسی عمیقتری با برند.
با تبدیل خرید روزمره به تجربهای شخصی و لذتبخش، کوکاکولا توانست وفاداری مشتریانش را تقویت کند.
۴. کمپین «Real Beauty» داو
کمپین «زیبایی واقعی» برند Dove که نخستین بار در سال ۲۰۰۴ راهاندازی شد، هدفش به چالش کشیدن معیارهای غیرواقعی زیبایی بود. در این تبلیغات، زنان با سن،اندام و پیشزمینههای مختلف حضور داشتند و گفتوگویی جهانی درباره عزت نفس و مثبتنگری نسبت به بدن شکل گرفت.
در سال ۲۰۱۳، ویدیوی معروف «طرحهای زیبایی واقعی» منتشر شد که در آن زنان خودشان را کمتر از آنچه دیگران میدیدند، توصیف کردند. این ویدیو در یک ماه بیش از ۱۱۴ میلیون بازدید گرفت.
این استراتژی روابط عمومی داو را به برندی تبدیل کرد که مأموریتش حمایت از زنان واقعی است، نه فروش ایدههای غیرقابل دسترس.
پیام احساسی و انسانی کمپین اعتماد مخاطبان را افزایش داد، پوشش گستردهای در رسانهها گرفت و وفاداری بلندمدت مشتریان را بهدنبال آورد.
۵. چالش سطل یخ ALS
چالش «سطل آب یخ» در سال ۲۰۱۴ یکی از مؤثرترین کمپینهای روابط عمومی تاریخ شد.
شرکتکنندگان آب یخ روی سر خود میریختند، دیگران را نامگذاری میکردند و برای حمایت از تحقیقات بیماری ALS (اسکلروز جانبی آمیوتروفیک) پول اهدا میکردند.
این چالش به سرعت در سراسر جهان پخش شد و افراد مشهور، ورزشکاران و حتی سیاستمداران هم به آن پیوستند.
در پایان کمپین، بیش از ۲۲۰ میلیون دلار برای تحقیقات ALS جمعآوری شد و آگاهی عمومی دربارهٔ بیماری بهطور بیسابقهای افزایش یافت.
این موفقیت نشان داد چگونه یک چالش ساده، تعاملی و انسانی میتواند میلیونها نفر را به حرکت درآورد. چالش سطل یخ هنوز هم نمونهای کلاسیک از روابط عمومی غیرانتفاعی موفق است.
۶. استراتژی بدون تبلیغات شرکت تسلا
بر خلاف اکثر خودروسازان بزرگ، تسلا هیچ سرمایهگذاری رسمی روی تبلیغات سنتی انجام نمیدهد.
این برند و مدیرعاملش، ایلان ماسک، بهجای آن بر بازاریابی دهانبهدهان، شبکههای اجتماعی و رخدادهای روابط عمومی خاص تکیه میکنند تا موجی از توجه رسانهای ایجاد شود.
معرفی محصولات جدید مانند «Cybertruck» یا توییتهای ماسک اغلب به رویدادهای ویروسی تبدیل میشوند و آگاهی از برند را بالا میبرند.
هواداران مشتاق نیز خودشان مروج برند شدهاند و اخبار نوآوریها را بازنشر میکنند.
تسلا با تمرکز بر نوآوری و تعامل ارگانیک، تصویری ممتاز و خاص ساخته و میلیاردها دلار صرفهجویی در هزینه تبلیغات داشته است.
این رویکرد غیرمتعارف روابط عمومی یکی از رازهای تبدیل شدن تسلا به برند خودرویی با ارزشترین در جهان است.
۷. کمپین «We Accept» از Airbnb
در پاسخ به نگرانیهای مربوط به رفتارهای تبعیضآمیز برخی میزبانها، شرکت Airbnb در جریان مسابقه سوپربول ۲۰۱۷ کمپینی با عنوان «ما پذیراییم» راهاندازی کرد.
در این ویدیو چهرههایی از نژادها و ملیتهای مختلف نمایش داده میشد و پیام محوری آن این بود که Airbnb برای همه است — فارغ از رنگ، قومیت یا پیشینه فرهنگی.
این حرکت پاسخی مستقیم به گزارشهایی دربارهٔ تبعیض در پلتفرم بود و تعهد Airbnb به فراگیری و تنوع فرهنگی را تقویت کرد.
کمپین با استقبال فراوان روبهرو شد و چهرهٔ برند را بهعنوان شرکتی مسئولیتپذیر و اخلاقی تثبیت کرد.
Airbnb با تبدیل بحران بالقوه به فرصتی برای اثبات ارزشهای انسانی، وفاداری مخاطبانش را افزایش داد و شهرتی مثبت در سطح جهانی به دست آورد.
۸. کمپین «The Truth» از سازمان Truth Initiative
کمپین ضد سیگار «واقعیت» که توسط سازمان Truth Initiative در آمریکا اجرا شد، با هدف مقابله با مصرف دخانیات در میان نوجوانان طراحی شده بود.
برخلاف تبلیغات سنتی ضد سیگار، این کمپین از سبک جسور، رنگهای زنده و پیامهایی استفاده کرد که با زبان جوانان صحبت میکردند، نه با لحن نصیحتگرانه.
با تمرکز بر قدرت انتخاب و استقلال فردی، Truth توانست نوجوانان را قهرمانان مبارزه با صنعت دخانیات معرفی کند.
نتیجه؟ کاهش چشمگیر میزان استعمال سیگار در میان جوانان آمریکایی بهمراتب بیشتر از برنامههای آموزشی مشابه دولتی.
این کمپین یکی از نمونههای کلاسیک روابط عمومی مشارکتی است؛ جایی که مخاطب خودش بخشی از پیام برند میشود.
۹. کمپین «#LikeAGirl» از Always
برند محصولات بهداشتی زنان Always با کمپین «مثل یک دختر»، قصد داشت برداشتهای منفی از عبارت “Like a girl” را تغییر دهد.
در این ویدیو از دختران واقعی خواسته شد تا نشان دهند که «مثل یک دختر» بودن در واقع به معنی قدرت، اعتماد و شجاعت است، نه ضعف.
ویدیو بیش از ۹۰ میلیون بازدید در YouTube گرفت و گفتوگویی جهانی درباره اعتمادبهنفس دختران نوجوان ایجاد کرد.
این کمپین نهتنها موفقیت تجاری محسوب میشد، بلکه جایگاه Always را از برند محصولی به برند الهامبخش اجتماعی ارتقا داد.
۱۰. کمپین «Fearless Girl» از شرکت State Street Global Advisors
در سال ۲۰۱۷، در مقابل مجسمه معروف «گاو والاستریت»، مجسمهی جدیدی از دختری ایستاده و شجاع قرار داده شد؛ با پیام نمادین «پیشرفت زنان در رهبری مالی».
این کمپین توسط شرکت سرمایهگذاری State Street اجرا شد تا توجه جهانی به کمبود زنان در موقعیتهای مدیریتی جلب کند.
«دختر بیباک» به نمادی جهانی از فمینیسم مدرن تبدیل شد و میلیونها دلار ارزش رسانهای برای شرکت ایجاد کرد.
طراحی هنرمندانهی اثر، بدون نیاز به تبلیغات مستقیم، پیام قدرتمندی از مسئولیت اجتماعی برند منتقل کرد.
۱۱. کمپین «Open Up» از برند Heineken
Heineken با کمپین «باز شو» بهجای تمرکز بر نوشیدنی، روی مفهوم گفتوگو میان افراد با دیدگاههای مختلف کار کرد.
در این تبلیغ، دو نفر با نظرات متضاد سیاسی یا فرهنگی در یک پروژه مشترک شرکت میکنند، و در پایان، هنگام نوشیدن محصول، تفاوتها را کنار میگذارند و همدیگر را درک میکنند.
پیام کمپین هوشمندانه بود: گفتوگو میتواند پل ارتباطی انسانها باشد—even وقتی عقاید متفاوت دارند.
نتیجه: افزایش قابلتوجه در محبوبیت برند و دریافت جایزهی طلایی Cannes Lions در بخش روابط عمومی اجتماعی.
۱۲. کمپین «Love Has No Labels» از Ad Council
این کمپین با هدف مبارزه با تبعیضهای اجتماعی اعم از نژاد، جنسیت، مذهب و سن طراحی شد.
در یکی از معروفترین بخشها، افراد پشت صفحهای X-ray-like دیده میشدند و وقتی جلو میآمدند، معلوم میشد که از نژاد، جنسیت یا گرایشهای متفاوتاند — اما عشق، آنان را یکی کرده است.
پیام احساسی و تصویری کمپین بیش از ۱۶۰ میلیون بازدید دریافت کرد و الهامبخش جنبشهای مشابه در سراسر جهان شد.
این نمونه نشان میدهد روابط عمومی چطور میتواند نه فقط فروش، بلکه تغییرات فرهنگی واقعی ایجاد کند.
۱۳. کمپین «The Red Bull Stratos Jump»
برند Red Bull همیشه مرزهای غیرممکن را به چالش میکشد.
در سال ۲۰۱۲، این شرکت با همکاری فلیکس بامگارتنر، پرش آزاد از ارتفاع ۳۹ کیلومتری از جو زمین را زنده پخش کرد.
میلیونها نفر این رویداد را تماشا کردند و Red Bull توانست برندش را به نماد جسارت، نوآوری و هیجان تبدیل کند.
این کمپین یکی از شاهکارهای روابط عمومی تجربی بود که در آن محصول درون پیام ادغام شد: “Red Bull gives you wings.”
۱۴. کمپین «#McDStories» از مکدونالد
هدف اولیهی این کمپین دعوت از مشتریان برای اشتراک خاطرات خوب از برند مکدونالد بود، اما در یک چرخش غیرمنتظره، برخی کاربران از تجارب منفی خود هم گفتند.
مکدونالد بهجای حذف پستها، به صورت حرفهای پاسخ داد و از این فرصت برای بهبود تصویر برند استفاده کرد.
این تجربه نشان داد چطور شفافیت و تعامل واقعی در روابط عمومی دیجیتال میتواند بحران را به فرصت تبدیل کند.
۱۵. کمپین «#OptOutside» از شرکت REI
در روز خرید معروف «Black Friday»، شرکت لوازم کوهنوردی و طبیعتگردی REI تصمیم گرفت فروشگاههایش را تعطیل کند و از مردم بخواهد به جای خرید، بیرون بروند و طبیعت را تجربه کنند.
این حرکت برخلاف جریان بازار بود اما توجه جهانی جلب کرد. میلیونها نفر تجربه بیرون رفتن خود را با هشتگ #OptOutside به اشتراک گذاشتند.
نتیجه؟ افزایش اعتبار و محبوبیت REI بهعنوان برندی با ارزشهای انسانی و طبیعتمحور.
۱۶. کمپین «Spotify Wrapped» از Spotify
هر سال، در پایان سال، پلتفرم موزیک Spotify برای هر کاربرش گزارشی از موزیکهایی که بیشتر گوش داده منتشر میکند، همراه با گرافیک رنگی و امکان اشتراک آسان در شبکههای اجتماعی.
این کمپین تبدیل به پدیدهای فرهنگی شده که هر سال کاربران مشتاقانه منتظرش هستند — یک نمونه عالی از روابط عمومی دادهمحور که از اطلاعات واقعی حس تعلق و تعامل میسازد.
۱۷. کمپین «Real-Time Marketing» از Oreo در Super Bowl
در میان خاموشی ناگهانی ورزشگاه در جریان مسابقه Super Bowl سال ۲۰۱۳، برند Oreo توییت کرد:
«در تاریکی هم میتونی غرق در شیرینی شوی.»
این پست ساده کمتر از یک ساعت میلیونها بار دیده شد.
Oreo ثابت کرد که واکنش سریع و هوش رسانهای میتونه از یک لحظهی اتفاقی، دستاوردی تاریخی در روابط عمومی بسازه.
۱۸. کمپین «The LEGO Ideas» از LEGO
این پلتفرم اجازه میدهد طرفداران LEGO مدلهای خود را بسازند و پیشنهاد دهند؛ اگر پروژهشان رأی کافی بگیرد، به محصول رسمی تبدیل میشود و سازنده اعتبار و درصدی از فروش را دریافت میکند.
یک شکل ناب از روابط عمومی مشارکتی، که برند را از تولیدکننده به همآفرین تبدیل کرد.
این کمپین باعث افزایش عظیم در وفاداری و حس تعلق هواداران به برند شد.
۱۹. کمپین «Netflix’s Black Mirror Marketing»
برای فصل جدید سریال معروف Black Mirror، نتفلیکس تبلیغاتی طراحی کرد که خود بیننده را بخشی از سناریو قرار میداد (در نسخه تعاملی “Bandersnatch”).
پلتفرمهای دیجیتال با پیامهای مرموز و ساختارهای غیرمعمول پر شدند تا حس کنجکاوی و تعامل را تحریک کنند.
نتیجه؟ میلیونها تعامل در شبکههای اجتماعی و تحلیلهای مطبوعاتی گسترده که خودش تبدیل به روایت جانبی سریال شد.
۲۰. کمپین «IKEA’s Real-Life Series Setup»
IKEA با همکاری نتفلیکس، اتاقهای خانگی نمایشهای معروف مثل Friends، Stranger Things و The Simpsons را بازسازی کرد تا نشان دهد محصولاتش میتوانند در هر سبک زندگی جا بگیرند.
این کمپین ترکیبی از سرگرمی، خلاقیت و فرهنگ پاپ بود — دقیقاً همان چیزی که نسل جوان از یک برند امروزی انتظار دارد.
نتیجه؟ رشد چشمگیر تعامل آنلاین و افزایش فروش جهانی در فصل کمپین.
✅ جمعبندی نهایی
این ۲۰ کمپین روابط عمومی از سراسر جهان نشان میدهند که PR دیگر محدود به اطلاعرسانی یا مدیریت رسانه نیست؛ بلکه ابزاری برای ساختن تجربه، تعامل فرهنگی و ایجاد احساسات واقعی در مخاطب است.
از کمپینهای احساسی گرفته تا حرکتهای جسور و خلاقانه، هر یک ثابت کردهاند که قدرت اصلی روابط عمومی در داستانگویی و ارتباط انسانی نهفته است.